السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
322
تفسير هدايت (فارسى)
اين احساس آنان را به خود بزرگ بينى نسبت به ديگران بر مىانگيزد ، و در پى گرد كردن مال و شمردن آن و نازيدن به آن و به سبب داشتن آن بر ديگران بزرگى فروختن بر مىآيند تا از اين راه نقص خود را جبران كنند . « الَّذِي جَمَعَ مالًا وَ عَدَّدَهُ - آن كه گرد كند و به شمردن آن بپردازد . » معنى « عدّده » شمردن و باز شمردن آن بارها در پى يكديگر و از اين راه مباهات كردن به آن است ، و براى اين كه ببيند به آنچه آرزو داشته رسيده است يا نه . آيا نديدهايد كه كودكان چگونه براى نشان دادن شادى و افتخار خويش به شمردن پولهاى خرد خود مشغول مىشوند ؟ [ 3 ] چه چيز او را به گرد كردن و شمردن مال و پول بر مىانگيزد ؟ آيا تنها براى نازيدن به آن است ؟ و بزرگى فروختن از طريق آن ، بر ديگران ؟ نه ، بلكه نيز تمايل شديد به جاودانه شدن است ، همان تمايلى كه سبب آن شد تا پدرمان آدم - عليه السلام - از درخت حرام شدهء بر او بخورد ، و همان ميل و رغبتى كه شاهان را بر آن مىدارد كه حوزهء استيلاى خود را گسترش دهند و به قلع و قمع مخالفان خود برخيزند ، و همين ميل است كه ما را به بيشتر كارها و كردارهايمان برمىانگيزد . ولى آيا مال سبب جاودانى شدن در دنيا است ؟ هرگز . « يَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ - گمان مىكند كه مال او سبب جاودانگى او خواهد شد . » قارون با همهء گنجهايش كه كشيدن بار كليدهاى آنها مردمان نيرومند را به زحمت مىانداخت كجا است ؟ ! و فرعونى كه در مصر به مردمان ستم مىكرد و به نهرهايى كه در برابر او روان بود افتخار مىكرد چه شد ؟ ! آنان همه دوستدار بقا و جاودانه ماندن بودند ، / 347 ولى جز كفن چيزى با خود به گورهاشان نبردند ، و رفتند بى آن كه بتوانند بار ديگر به اين دنيا باز گردند . [ 4 ] ديگران با كوشش و تلاش خويش به نعمتهاى خدا دست يافتند ، در صورتى كه آنان در حالى به نزد پروردگارشان باز خواهند گشت كه بايد حساب هر دينارى از داراييهاى خود را پس بدهند و بگويند كه آن را چگونه به دست آوردهاند .